ابراهيم عاملي ( موثق )
438
تفسير عاملي ( فارسي )
بگيريم از هزاران ذرّات كوچك تشكيل شده است كه هر كدام جاى و طعم و بوى و رنگ مخصوص به خود دارد كه هر كدام آنها تسبيحى است و نشانه ى قدرت ما فوق و بىنهايت الهى است ، پس ما نميتوانيم بفهميم كه تا چه حد و اندازه اجزا و صفات و شماره ى اين موجودات است و اين است معنى آيه . معنى ديگر اينكه چون كافران انديشه ى در آثار قدرت و دلائل حكمت حقّ ندارد و نميتوانند آنها را درك كنند روى سخن با آنها است كه شما كافران آماده ى فهم تسبيح آنها نيستيد . تأويلات كاشانى : چون براى هر موجودى خواص و كمالات است كه پيوسته در جنبش و وصول به آن است پس نمودارى آن خواص و كمالات است كه پيوسته در جنبش و وصول به آن است پس نمودارى آن خواص و كمالات خود تسبيح و تنزيه خداوند است از شريك و ياور و چون حال هر موجودى را بنگريم مىبينيم كه زبان حالش چنين است : او يكى است كه يك فرد مثل من آفريد چون من پرورده ى آنم كه كامل است و مكمّل . به مثل ماده شيرى كه بچه ى خود ميليسد حكايت رأفت و رحمت حقّ مىكند و ميگويد : آن يگانه مهربان مرا چنين دوستدار فرزندم كرده است و نيز پى روزى و شكار كه ميرود نمودارى است از روزى بخشى خداوند كه ميگويد : يا رزّاق روزيم برسان . پس تسبيح آسمان بلندى و دوام و پرورش موجودات است و تسبيح زمين ثبات است و روياندن و شفقت و روزى دادن و همچنين هستند ديگر موجودات . « وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ ) * - تا آخر آيه » 45 ابو الفتوح : از سعيد بن جبير نقل شده است كه چون سوره ى تبّت نازل شد ، زن ابو لهب آهنگ آزار پيغمبر كرد ، يكى از اصحاب كه آنجا بود عرض كرد اگر از اين زن احتراز فرمائى بهتر است كه او بد زبان است ، فرمود : « سبحان اللَّه » او آمد و آن حضرت را نديد چون اين كلمه پرده اى در جلو چشم او شد ، و به آن صحابى گفت رفيق تو ما را هجو كرده است ، او بجواب گفت : رفيق ما شاعر نيست كه كسى را هجو كند . مجمع : از ابو مسلم نقل شده است كه معنى آيه چنين است : ميان تو و كافران در قرائت قرآن فاصله و جدائى داديم كه براى تو و يارانت شفاى دل و سينه است